بردیا بردیا ، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره

دنیای قشنگ بردیا...

25 ماهه شدی...

1392/4/11 2:15
نویسنده : مامان نسرین
464 بازدید
اشتراک گذاری

به نام خدا...

b

چقدر زود یک ماه از تولد دوسالگیت گذشت... انقدر با هم سرگرمیم که شمارش روز ها از دستم در رفته...

٢٥ ماهگیت مبارک عزیز دل...

 این روز ها خیلی کلمات جدید میگی... تقریبا هر حرفی که از ما میشنوی تکرار میکنی... اونم با سبک و زبون خودت که من یکی هلاکشم... یه شعر خودت سرودی... خود خودت... با کیف میخونیش...

هویج هوییییییج... یاللا هویج... !!!!                 شروع خوبیه... ادامه بده که مامان عاشق شعر و شاعریه...

ممنونم که انقدر هوای مامان و داری... هر کس هر خوراکی بهت بده... حواست پیش منه که منم دارم یا نه؟ هر جند تا لقمه ای که میخوری  یکیشو میذاری تو دهن مامان... البته وقتی خیلی گرسنه ای ازین خبرا نیست... همش تکرار میکنی که اول من... اول به من.....چشم  همیشه اول تو!!!

یه عادتی داری که  دلم میخواد همیشه همراهت باشه... احترام به خانوم ها و آقایون مسن... هر جا که ببینیشون چه توی ماشین کناری... چه توی خیابون و پیاده رو و مهمونی... حتما براشون بوس میفرستی...  بای بای میکنی... اگه خوراکی دستت باشه حتما تعارف میکنی... تو ماهی پسر ماه ه هقلب

با وجود داشتن این همه اسباب بازی فکری و غیر فکری...  بند کردی که سوسک میخوام!!!  بله سوسک....    که آخر بابایی یه دونه پلاستیکی شو برات خریدن... که از شکل و شمایل و چندش اوری و حال به هم زنی چیزی کم از یه سوسک واقعی نداره...   خواهشا هر چه زودتر بی خیالش شو... سبز

دیگه اینکه....

به خاطر خوش اخلاقی و خوش اشتهایی و خوش خوابی این روزات ممنون پسر... مادر همچین پسری بودن  گوارای وجودم

b

با این سرنگ غول آسا... همش در حال تزریق آمپولی... درد هم که داره حتما... از قیافت پیداست

b

دوستان مهربون بردیا... عسل خانوم و هدی جون...

b

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (5)

دزیره
13 تیر 92 18:44
وای یعنی من عاشق این تیپ و قیافه این پسر شما هستم. عزیز دل خاله است. چه فیلمی بازی میکنه واسه امپول زدن به خودش. وای این خیلی خوبه که بردیا سخاوتمنده. همیشه براتون شادی آرزومندم.
هدی مامان مبین
14 تیر 92 11:07
25 ماهگیت مبارک... فدای شعر خوندنت..اقای مودب.. اخ اون امپول زدنت رو قربون....هههه چه دردش ام گرفته... راستی یه قرار هم بذارید ما هم بیایم بردیا عاشقتم
♥ مامي ملودي جون ♥
16 تیر 92 9:52
الهي خاله فداي اين پسر خوب و مهربون بشه اونجا كه ماهي شده عاليه . الهي خاله فدات شه نيني بودي گوله گوشت بودي چرا اين همه لاغر شدي اما انشا الله تنت سالم باشه و حتما بازم تپل مپل ميشي انشا الله
sara
17 تیر 92 14:08
25 mahegit mobarak nafasammmmmmmmmm!!!!!!!maman nasrin oon axe sorange khaili bahale!!!!!
مامان برديا
31 تیر 92 12:33
سلام پسر من هم اسمش بردياست الان وارد ده ماهگي شده و چقدر جالبه كه نمي گم شبيه پسرشماست اما يه جورايي يه تيپن من هم عاشق برديام هستم و اميدوارم در اينده دوستهاي خوبي باشيم